دورترين نزديكان
به 12 بهمن نزديك مي شويم و مخالفان و موافقان ، خودآگاه و ناخودآگاه به ياد بازگشت آيت الله خميني به ايران مي افتند اما بيشترين چيزي كه مرا به فكر فرو مي برد همراهان آيت الله خميني است كه در مدت زماني كوتاه به دورترين نزديكان تبديل شدند و از اصحاب يمين فاصله گرفتند و با اصحاب شمال پيوستند. تا با اين حساب باقي ماندنشان در صفحه سياست به باد شمالي بند باشد.شايد كمتر كسي باشد كه اين عكس را نديده باشد عكسي كه به چندين روايت به نمايش در آمده است و هر چند زماني بعضي از شخصيتهاي در عكس حذف شده اند.
در يك زماني صادق قطب زاده مترجم امام خميني در عكس حذف شد و در مدتي بعد ابوالحسن بني صدر از اين عكس حذف گرديد. شخصيت هاي ديگري نيز در اين سفر به همراه آيت الله خميني بودند كه ديگر نامي از آنها برده نمي شود در اين مطلب قصد دارم به سرگذشت برخي همراهان و همسفران امام خميني بپردازم.
ابوالحسن بني صدر
ابوالحسن بني صدر متولد فروردين ماه سال 1312 در باغچه همدان.وي داراي تحصيلات اقتصاد و حقوق بود. بني صدر در خلال مبارزه با رژيم شاهنشاهي دو بار به زندان افتاد و پس از مجروح شدن در قيام خرداد سال 42 به فرانسه عزيمت كرد و در دانشگاه سوربون دكتراي خود را اخذ كرد و در آنجا مشغول به تدريس شد.وي در هنگام ورود امام خميني به پاريس، به استقبال امام رفت و رابطه او با امام نزديك تر شد و در هنگام بازگشت آيت الله خميني يكي از همراهان او بود و به نقل از برخي انقلابيون كرايه پرواز ايرفرانس از طريق چك بلا محل بني صدر تامين شده بود.
بني صدر پس از انقلاب به دليل نداشتن حزب و عقبه سياسي از جايگاه محكمي برخوردار نشد.وي ابتدا به سمت معاونت وزارت اقتصاد و دارايي و سپس به سمت وزير همين وزارت خانه منصوب شد و پس ماجرا و بحران 444 روزه گروگان گيري و استعفا مهندس بازرگان ، در انتخابات بهمن ماه 58 با كسب 11 ميليون راي و 76 درصد آرا از 9 رقيب خود پيشي گرفت و به رياست جمهوري رسيد.هر چه از رياست جمهوري او مي گذشت قدرت او كمتر مي شد تا جايي كه نخستین انتخابات مجلس پس از انقلاب در روز ۲۴ اسفند ۵۸ (و دور دوم آن ۱۹ اردیبهشت ۱۳۵۹) در میان اتهاماتی مبنی بر وجود تقلب در آن، برگزار شد. با اعلام نتایج رسمی انتخابات، نامزدهای حزب جمهوری اسلامی، ۱۳۰ کرسی از مجموع ۲۴۱ کرسی را از آن خود نمودند و نامزدهای مورد حمایت بنیصدر نیز تعدادی اندک از کرسیها را تصاحب کردند.
مجلس شورای اسلامی که اکثریت آنرا اعضای حزب جمهوری اسلامی تشکیل میداد، کاندیداهای بنیصدر را برای احراز پست نخستوزیری نپذیرفت این کشمکش حدود یک ماه ادامه یافت و حتی نخست وزیری مصطفی میرسلیم از اعضای حزب جمهوری نیز مورد موافقت مجلس قرار نگرفت. حزب جمهوری، محمدعلی رجایی را معرفی نمود و بر آن پافشاری میکرد.بنیصدر سرانجام از روی اکراه و تحت فشارها، رجایی را که مورد تایید او نبود در مرداد ۱۳۵۹ به سمت نخست وزیری دولت خویش انتخاب کرد و مدت کوتاهی پس از عدم قبول بنی صدر در پذیرفتن نامزدهای منتخب رجایی برای کابینه دولت، روابط ایندو به تیرگی و ناسازگاری گرایید.
مدتي بعد و پس از شروع جنگ ايران و عراق بني صدر نامه خطاب به امام خميني وزیران کابینه نخست وزیر را که بیکفایت خطاب کرده بود، تهدیدی بزرگ تر از تجاوز عراق به خاک کشور خواند. وی همچنین در این نامه از نادیده گرفتن هشدارهایش درمورد وخیمتر شدن اوضاع اقتصادی و پافشاریهایش مبنی بر نیاز به سازماندهی مجدد نیروهای مسلح، گله کرد. این نامه و همچنین مخالفتهای او در گروگان گیری اعضای سفارت آمریکا در تهران، خشم مجلس وقت را بر انگیخت.و در نهايت در تاریخ مجلس شورای اسلامی با اکثریت ۱۷۷ نفر رأی بر عدم کفایت بنیصدر داد. حکم مجلس یک روز بعد به امضای آيت الله خمینی که پیش از آن از همراهی بنیصدر با مجاهدین خلق برآشفته بود، رسید و دستور بازداشت او توسط خمینی به اتهام خیانت و توطئه علیه نظام صادر شد.
ابراهيم يزدي
دکتر ابراهیم یزدی در مهر ماه 1310 در شهر قزوین به دنیا آمد. جريان نهضت ملي شدن نفت به رهبري دكتر مصدق، دانشگاه تهران به يكي از سنگرهاي استوار مبارزات ملي تبديل گرديد.در شهريور ١٣٣٢ هنگاني كه بعد از كودتاي ننگين ٢٨ مرداد نهضت مقاومت ملي تشكيل شد، دكتر يزدي همكاري خود را با نهضت مقاومت از كميته ي دانشگاه آغاز كرد و علاوه بر عضويت در كميته ي دانشگاه، رابط آن كميته با كميته ي مركزي شد و همزمان به همراه مهندس عزت الله سحابي در كميته انتشارات كه مسوول انتشارات نهضت مقاومت مل ي و روزنامه ي راه مصدق بود و زيرنظر شادروان مهندس بازرگان قرار داشت فعاليت مي كرد . فعاليت و همكاري يزدي در نهضت مقاومت مل ي تا سال ١٣٣٩ ادامه يافت .در طي اين مدت وي در كميته هاي سياسي شهرستان ها و مركزي عضويت داشت و از نزديك با رهبران و فعالان ملي در تهران وشهرستان ها از جمله آيت الله حاج سيد رضا زنجان ي ، آيت الله مير سيد علي قمي صدرالحفاظ ي ، مهن دس معظمي، مهندس بازرگان، دكترسحابي، آيت الله طالقاني، عباس رادنيا ، رحيم عطايي ، آيت الله حاج سيد ضيا ءالدين حاج سيد جواد ي ، آيت الله انگجي، استاد محمد تقيشريعتي، دكتر علي شريعتي ، طاهر احمدزاده ، آسايش و … همكاري داشت .
او در سال ١٣٤١ با همكاري دكتر علي شريعتي ، دكتر چمران، صادققطب زاده، پرويز امين و برخي فعالان ديگر، شاخه ي نهضت آ زادي ايران در خارج از كشور را بنيان گذاري كرد . از سال ١٣٤٤ او و جمعي از مبارزان ملي و ا سلامي از جمله دكتر چمران اولين پايگاهآموزش جنگ هاي چريكي و سازماندهي مخفي را در مصر تشكيل دادند كه بعدها به جنوب لبنان منتقل گرديد . از سال ١٣٥٠ تا ١٣٥٧ و در آستانه انقلاب، ماهنامه ي پيام مجاهد ارگان نهضت آزادي خارج از كشو ر زير نظر مستقيم دكتر يزدي و يك هيات تحريريه به طور مرتب منتشر مي شد.
او در سال ١٣٥١ رسما و كتبا بهسمت نماينده ويژه آيت الله خميني در خارج از كشور به اجازه ي دريافت وجوه شرعي و هزينه كردن بخشي از آن منصوب شد و در همان سال ( ١٣٥٥ ) از طرف جمعيت ايراني دفاع از آزادي و حقوق بش ر معرفي گرديد . در همين سال دادستان ارتش پرونده اي عليه او تشكيل داد و او را به دادگاه نظامي احضار كرد و سپس ساواك دستور بازداشت او ر ا به تمام پاسگاه هاي مرزي ايران صادر نمود . علاوه بر اين، از پليس و نيروهاي امنيتي كشورهاي همسايه درخواست شد كه به محض ورود به اين كشورها او را دستگير كنند و به ايران تحويل دهند. در مهر ماه ١٣٥٧ دكتر يزدي بنا به درخواست آيت الله خميني كه عازم خروج از عراق شده بودند، به عراق رفت و چون اجازه ي ورود آن ها را به كويت ندادند، امام با پذيرفتن پيشنهاد دكتر يزدي به پاريس و نوفل لوشاتو رفتند . در طي اقامت ايشان در فرانسه دكتر يزدي از نزديك ترين مشاوران رهبر فقيد انقلاب بود. در جريان انقلاب از جانب رهبر فقيد انقلاب به عضويت شوراي انقلاب منصوب شد و بعد از تشكيل دولت موقت در ١٥ بهمن ١٣٥٧ معاون نخست وزير در امور انقلاب و سپس وزير امور خارجه گرديد .
یزدی روز دوشنبه هفتم دیماه امسال , فردای عاشورای خونین تهران در ساعت سه صبح در منزل خود بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد.
صادق قطب زاده
صادق قطب زاده بهمن سال 1315 در تهران به دنيا آمد. از دوران نوجواني زماني كه در مدرسه دارالفنون مشغول تحصيل بود وارد فعاليتهاي سياسي شد. در اين زمان، او هفده سال داشت و اندكي از كودتاي 28 مرداد 1332 گذشته بود كه به جبهه ملي پيوست.در سال 1337، قطبزاده در سن 22 سالگي براي ادامه تحصيل به آمريكا رفت و از همان آغاز كار با دانشجويان به فعاليت سياسي پرداخت.
وي در شهريور 1339، همزمان با تجديد فعاليت جبهه ملي دوم به همراه هفده نفر از دانشجويان ايراني طرفدار اين تشكل در برابر ساختمان سازمان ملل در نيويورك تظاهراتي عليه شاه ترتيب داد. همچنين او در دي ماه همان سال، در مراسم جشني كه از سوي اردشير زاهدي، سفير وقت ايران در آمريكا و شهناز پهلوي، در هتل «استتلر» واشنگتن برگزار شده بود، سخنراني تندي عليه نظام شاهنشاهي كرد كه موجب زد و خورد شديدي بين هواداران شاه و قطبزاده و دوستانش و سرانجام دستگيري آنها شد. قطبزاده در اين درگيري، زاهدي را مضروب كرد. اين مسئله براي عوامل رژيم گران تمام شد به همين خاطر با توجه به توصيههايي كه صورت گرفت، حكم اخراج قطبزاده با گرفتن پاسپورت او در سال 1341 صادر شد. به دنبال اخراج وي از آمريكا، قطبزاده پي در پي به كشورهاي آسيايي و خاورميانه و آفريقا مسافرت ميكرد.
قطبزاده، مؤسس نهضت آزادي در واشنگتن بود.ساواك همواره به دنيال او بود و حتي يك بار در سال 1353، برادر او را در ايران دستگير كردند و به مدت شش ماه در زندان گروگان نگه داشتند تا او خود را به ساواك معرفي كند اما اين كار بينتيجه بود.در سال 1969 ساواك، شخصي به نام «بوليك خان» را مأمور ميكند كه دست به ترور قطبزاده بزند كه اين نقشه در فرانسه فاش شد.وي پس از قيام 15 خرداد 1342 و تبعيد امام خميني به تركيه، فعاليت زيادي كرد تا امام را از تركيه به عراق انتقال دهند. در سال 1343به همراه چند تن از دوستانش به خاورميانه عربي رفت و در آنجا مقدمات مبارزه مسلحانه عليه رژيم ايران را فراهم آورد.
زماني كه امام در پاريس به سر ميبرد. قطبزاده تلاش كرد كه نظر ايشان را براي اقامت در ايتاليا جلب كند و حتي در اين زمينه با حزب كمونيست ايتاليا نيز گفتوگوهايي را داشت اما نتيجهاي نگرفت.وي در حين بازگشت امام به ميهن، همسفر پرواز انقلاب شد و مدتي بعد به عضويت شوراي انقلاب درآمد.ر 23 تير ماه 1358 سازمان راديو ـ تلويزيون دولتى (صداوسيما) داراى يك شوراى عالى مركب از محمد موسوى، محمد خاتمى، صادق قطبزاده (مديرعامل)، عبدالرحيم گواهى و ابراهيم پيراينده شد.كمي بعد، بهزاد نبوي، علي لاريجاني، حسن روحاني و سيدرضا زوارهاي نيز به عضويت آن درآمدند و با رأي همين شوراي سرپرستي در سال 1358، صادق قطبزاده به عنوان اولين رئيس سازمان صداوسيما آغاز به کار كرد.
همزمان او عهدهدار وزارت خارجه شد و زماني كه بنيصدر به عنوان كفيل وزارت خارجه از سمتش كنار رفت، قطبزاده جاي او را گرفت.وي در جريان گروگانگيري سفارت آمريكا، مانور زيادي از خود نشان داد.وي در 8/10/58 خود را رسماً كانديدا كرد. صادق قطبزاده علت نامزدي خود را چنين برشمرد: رئيسجمهور بايد كسي باشد كه شناخت كامل از رهبري داشته باشد و اهداف و طرز تفكر رهبري را بداند و هماهنگ با خصوصيات رهبري باشد.وي در ادامه افزود: من به علت اينكه سالهاست در اين مسائل آشنايي دارم، احساس ميكنم كه ميتوانم نظريات رهبري را با قاطعيت دنبال كنم به همين خاطر كانديداي رياستجمهوري هستم.سرانجام انتخابات اولين دوره انتخابات رياست جمهوري برگزار و پس از شمارش آرا مشخص شد كه صادق قطبزاده، در رتبه هفتم كانديداها و با كسب 48547 رأي قرار داد. اين تعداد رأي از عدم تمايل مردم نسبت به او حكايت ميكرد.
وي به تدريج از همه مناصب كنار گذاشته شد،از اين به بعد بود كه وي با موضوع كودتا، درگير شد. قطبزاده در تاریخ 17/1/1361 به اتهام توطئه نظامی برای براندازی جمهوری اسلامی بازداشت شد و در ادامه آن از آیتالله شریعتمداری به عنوان کسی که قرار بود پس از این کودتا آن را تأیید کند نیز سلب صلاحیت مرجعیت شد.در تاريخ 23/5/1361 دادگاه انقلاب اسلامي ارتش براي رسيدگي به اتهامات قطبزاده تشكيل جلسه داد.اتهامات او عبارت بودند از: برقراري ارتباط و همكاري با جند نفر نظامي براي حمله به مقر امام خميني، اعزام نمايندگي به خارج از كشور جهت گرفتن پول و اطلاعات، فرستادن سيدمهدي مهدوي به عنوان نماينده به عربستان سعودي براي گرفتن پول و اعزام نمايندگي نزد آيتالله شريعتمداري براي جلب همكاري و تأييد وي و تهيه نقشه چگونگي انهدام بيت امام و تهيه طرح و به عهده گرفتن رهبري عمليات تسخير مراكز سپاه، كميتهها، راديو و تلويزيون در سال 61 كه از اهداف او بود.
سرانجام پس از 24 روز كه دادگاه انقلاب ارتش براي رسيدگي به پرونده و صدور رأي نهايي براي صادق قطبزاده وارد شور شده بود، رأي خود را داير بر اعدام وي به جرم اقدام جهت براندازي حكومت جمهوري اسلامي ايران، ترور شخصيتهاي مملكتي و در رأس آنها ترور رهبر انقلاب امام خميني صادر كرد و حكم صادره پس از تأييد دادگاه عالي قضايي به مرحله اجرا درآمد.
آیت الله منتظری در خاطرات خود آوردهاست که بنا به شنیدههای وی از برخی منابع حکومتی، ماجرای کودتای منتسب شده به قطب زاده ساختگی بودهاست.
حسن لاهوتی اشکوری
حسن لاهوتی اشکوری متولد سال 1306 .وی از روحانیون هوادار امام خمینی بود و از سوی وی برای تبلیغات مذهبی به گرمسار اعزام شده و سالهای به فعالیت مذهبی – سیاسی در آن شهر پرداخت.وی در دهه پنجاه توسط اسدالله تجریشی با یکی از اعضای سازمان مرتبط شد و بدلیل رابطه و حمایت مالی و سیاسی از سازمان مجاهدین خلق چند بار بازداشت ، بازجویی ، شکنجه و زندانی شد که آخرین مورد آن از سال ۱۳۵۳ تا ۱۳۵۷ بطول انجامید.گرچه وی از جمله روحانیونی بود که بیانیه نجس بودن مجاهدین پس از اعلام تغییر ایدئولوژی سازمان را امضا کرده بود. با اوج گرفتن انقلاب وی نیز در کنار برخی دیگر از زندانیان سیاسی آزاد شد و به پاریس رفته و همراه امام خمینی به ایران باز گشت.
پس از انقلاب بسیاری از روحانیوین بلندپایه، نگران ارتباط وی با سازمان مجاهدین خلق بوده و او را فردی احساساتی مینامیدند.پس از انقلاب وی علیرغم آنکه حمایت خود را با سازمان مجاهدین، نهضت آزادی و بنی صدر حفظ کرد، اختلاف روز افزونی با حزب جمهوری اسلامی و رهبران روحانی آن نظیر بهشتی، خامنهای و… یافت. وی از حامیان بنی صدر بود و این حمایت را ادامه داد و در روز رای گیری برای رای عدم اعتماد به بنی صدر در مجلس حاضر نشد. رابطه حسن لاهوتی روز بروز با قاطبه روحانیون و حزب جمهوری اسلامی وخیم تر شد تا جائیکه سخنرانیهای وی بر هم زده شده و تبلیغات گستردهای علیه وی صورت گرفت.
در آبان ۱۳۶۰ (۷ ماه پس از شورش مسلحانه مجاهدین)، وحید لاهوتی پسر آیتالله لاهوتی، به حکم اسدالله لاجوردی دستگیر شد. وی چند بار در تماس با لاجوردی نسبت به نوع برخورد با اعضای سازمان به وی اعتراض کرده و علت آن را پیشگیری از قرار گرفتن سازمان در برابر نظام میدانست.چند روز بعد حسن لاهوتی نیز به دستور لاجوردی بازداشت و به زندان اوین منتقل شد. برخي علت دستگیری آیتالله لاهوتی را خروج از مجلس به همراه مهدی بازرگان و اعضای نهضت آزادی در جریان رأی مجلس به عدم صلاحیت بنیصدر آوردهاند. چند روز بعد خبر مرگ وی بر اثر سکته اعلام شد، خانوادهٔ لاهوتی در مصاحبه با هفتهنامهٔ شهروند امروز اعلام کردند که بنا به گزارش پزشکی قانونی در معده وی اثر سم استریکنیک وجود داشت و وی به مرگ طبیعی نمرده بود.
صادق طباطبایی
صادق طباطبایی، متولد 1322 در قم، فرزند آیت الله محمد باقر سلطانی است. او از دبیرستان دین و دانش شهر قم دیپلم گرفت و پس از اقامتی کوتاه در بیروت نزد داییاش موسی صدر، رهبر شیعیان لبنان، برای ادامه تحصیل راهی آلمان شد.وی در رشته بیوشیمی، در شاخه آنزیمولوژی و ژنتیک، از دانشگاه آخن دکترا گرفت و در سن سی و دو سالگی استاد دانشگاه آخن شد. صادق طباطبایی فعالیت سیاسی خود را علیه رژیم پهلوی با عضویت در اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشجویان اروپا و چند دوره دبیری آن پی گرفت.وی عضو هیأت تحریریه نشریه «اسلام؛ مکتب مبارز» ارگان اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشجویان اروپا، آمریکا و کانادا نیز بود.
صادق طباطبایی که برادر فاطمه طباطبایی، همسر احمد خمینی، فرزند آیت الله خمینی است، همراه بنیانگذار جمهوری اسلامی، در دوازدهم بهمنماه سال 1357 به ایران بازگشت.وی نخست معاون سیاسی و اجتماعی وزارت کشور دولت موقت بود که مسئولیت برگزاری همه پرسی نظام جمهوری اسلامی را در دوازدهم بهمنماه 1358 به عهده داشت.در زمان دولت موقت مهدی بازرگان، وی مدتی نیز معاون سیاسی نخست وزیر و سخنگوی دولت موقت بود. پس از استعفای مهدی بازرگان تا ریاست جمهوری محمد علی رجایی، سرپرستی نخست وزیری با حکم آیت الله خمینی به عهده وی بود.در نخستین انتخابات ریاست جمهوری اسلامی ایران، وی خود را نامزد کرد، ولی آرای ناچیزی به دست آورد و ابوالحسن بنی صدر به ریاست جمهوری برگزیده شد.
ظاهرا آقای طباطبایی از همان آغاز نیز از افراد مورد اعتماد آیت الله خمینی بوده و بنا به روایت خودش پیش نویسی از قانون اساسی به هنگام بازگشت از فرانسه در هواپیما به وی سپرده شده بوده است.صادق طباطبایی همچنین کسی بود که از جانب ایران پس از آغاز ماجرای گروگانگیری راهی آلمان شد تا با طرف آمریکایی مذاکره کند. وارن کریستوفر، که در دولت جیمی کارتر معاون وزیر امور خارجه آمریکا بود، در گفت و گویی اشاره کرده که در بدو ورود به سالن از دیدن آقای طباطبایی با صورت تراشیده و با «ظاهری غربی» جا خورده است. روز آخر این مذاکرات همزمان بود با اولین حمله عراق به ایران.صادق طباطبایی اگرچه در دوران پیش و پس از انقلاب نقش عمدهای در بسیج نیروهای سیاسی مسلمان علیه رژیم پهلوی و سپس استقرار نظام جمهوری اسلامی داشت، نامش با آغاز دوران جنگ ایران و عراق به شکلی تازه بر سر زبانها افتاد. وی که در دوران جنگ بیشتر در آلمان اقامت داشت از طرف جمهوری اسلامی مأمور خرید اسلحه شد.آن گونه که صادق طباطبایی در خاطرات خود آورده است وی برخی قراردادهای مربوط به واردات اسلحه را که شماری از کشورهای غربی به صورت یک طرفه فسخ کرده بودند احیا کرد؛ از جمله شانزده فروند هلی کوپتر از شرکت ایتالیایی «بل» و نیز زیردریایی که قرار بود دولت آلمان به ایران تحویل دهد.به گفته خود وی، دولت جمهوری اسلامی سفارش دویست تفنگ «ام 106″ آمریکایی را به وی داد و او آنها را تهیه کرده و به تهران فرستاد؛ اما دستگاه قضایی جمهوری اسلامی وی را متهم به کمفروشی و سوء استفاده کرد و پرونده قضایی او با پادرمیانی احمد خمینی و شخص آیت الله خمینی به نفع صادق طباطبایی بسته شد.
در هشتم ژانویه سال 1983، صادق طباطبایی در آلمان به اتهام حمل یک کیلو و هشتصد گرم تریاک بازداشت شد. اما بعد دادگاه وی را تبرئه کرد هرچند مخالفان جمهوری اسلامی بر اين باورند که آقای طباطبايی با وساطت دیپلماتیک جمهوری اسلامی توانست اين پرونده را به سود خود ببندد.صادق طباطبایی، که پسرخاله همسر محمد خاتمی، رییس پیشین جمهوری اسلامی ایران است، در دوره کوتاهی مسئولیت بنياد مستضعفان را به عهده داشت و پس از آن هیچ گونه مسئولیت اداری و سیاسی بر دوش وی نبوده و بیشتر به کار مطالعه و نوشتن پرداخته است.
پس از سيري به سرنوشت يكان يكان همراهان امام به نتيجه اي مشترك ميرسيم و آن هم دور افتادن از قدرت.







